سید مرتضی عسکری مشهور به علامهٔ عسکری (۱۲۹۳، سامرا - ۱۳۸۶، تهران)، پژوهشگر تاریخ اسلام و حدیثشناس و سیرهنگار و رئیس دانشگاه اصول دین بود.
وی علاوه بر بررسی کتب شیعه با تکیه بر کتاب و سنت، احادیث و روایات اهل سنت و را مورد بررسی قرار دادهاست.[۱]
او در آثار خود کوشیده است تا با نگاهی محققانه، به بررسی تاریخ اسلام بپردازد. مهمترین کتابهای وی عبارتاند از خمسون و مائه صحابی مختلق، التوسل بالنبی (ص) و التبرک بآثاره، عبدالله بن سبأ و اساطیر اخری. وی از اعضای سابق شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت و از روحانیان فعال علیه رژیم بعثی عراق و مدتها از اعضای کادر اصلی حزب الدعوة الاسلامیة بوده است.
سید مرتضی عسکری، دوشنبه ۱۸ جمادی الثانی ۱۳۳۲ق/۱۲۹۳شدر شهر سامرا متولد شد.[۱] اجداد وی در زمره فقیهان و محدثان عصر خود بودهاند. جدّ پدری سید مرتضی، آیت الله سید اسماعیل حسینی (متوفای ۱۳۰۶ق) فرزند سید محمد کوچک ساوجی و جد مادری او آیت الله میرزا محمد شریف عسکری تهرانی (متوفای ۱۳۷۱ق) بوده است.[۲] اجداد وی در عصر صفوی از سبزوار به ساوه دعوت شده و لقب شیخ الاسلام گرفتند. منصب شیخ الاسلامی، منصبی شبیه به امام جمعه در آن عصر بوده است. بنابر نقل وی، سنیان بسیاری در این شهر، به دست اجداد او شیعه شدهاند. تمامی بزرگان این خاندان مشهور به شیخ الاسلام بودهاند، به جز سید مرتضی که به سبب تولد در سامراء و نیز به این دلیل که پس از فوت پدر، تحت تکفل جد مادریاش قرار گرفت، به عسکری معروف شده است.[۳]
سید مرتضی از ده سالگی وارد حوزه علمیه سامرا شد و کتابهای رسمی حوزه عراق، همچون سیوطی، شرح جامی، شرح ابن عقیل، مغنی، حاشیه، مختصر و... را آموخت.[۴]
همزمان با آغاز حکومت رضاخان در ایران، سید مرتضی عسکری سامرا را ترک کرد و عازم ایران شد و در حوزه علمیه قم مشغول به تحصیل شد. او مهاجرت خود به ایران را شبیه به توفیقی اجباری توصیف کرده و در مورد علت آن میگوید:
آیت الله عسکری در قم، در درس اساتیدی همچون امام خمینی و در سامرا در درس آیت الله شیخ حبیب الله اشتهاردی معروف به مدرس عسکری، و آیت الله سید احمد مرعشی شوشتری شرکت میکرد.[۶]
بنابر برخی منابع تاریخی، حضور سید مرتضی عسکری در حوزه علمیه قم کوتاه بوده است. با ابتکار او و همراهی چند طلبه دیگر در حوزه علمیه قم، میرزا خلیل کمرهای، تدریس تفسیر قرآن را آغاز میکند، اما این کار به مذاق قاطبه طلاب خوش نمیآید و تلاشها برای تعطیل شدن این درس آغاز میشود. فشارها به تعطیلی درس میانجامد و همین رخداد، باعث میشود سید مرتضی عسکری به سامرا بازگردد.[۷]
سید مرتضی عسکری به همراه عدهای از همفکران خود، اصول الدین را در بغداد راهاندازی کرد. دروس تفسیر، حدیثشناسی، عقاید و کلام تطبیقی اسلامی، در این دانشکده تدریس میشد. این مرکز علمی، با کودتای حزب بعث و تحت تعقیب قرار گرفتن عسکری، تعطیل شد.[۸]
سید مرتضی عسکری، در تابستان ۱۳۳۷ش/۱۹۵۸، به توصیۀ سید محمد باقر صدر به حزب الدعوة پیوست. در اولین نشست مؤسسان حزب الدعوة پس از کودتای ۲۳ تیر ۱۳۳۷/ ۱۴ ژوئیه ۱۹۵۸، که در کربلا برگزار شد، سید محمدباقر صدر، سید مرتضی عسکری، سید محمدمهدی حکیم و محمدصادق قاموسی به شورای رهبری برگزیده شدند.[۹]
عسکری، بیشتر مطالعات خود را بر تاریخ متمرکز کرده بود. ثمره عملی این رویکرد در نوشتههای او نمایان است. او در این مورد مینویسد:
سید مرتضی عسکری به وحدت اسلامی و تقریب مذاهب اعتقاد داشت. به باور او، زمانی سخن شیعه مقبول میافتد که از تهمتهای تاریخی رهانیده شود؛ چرا که در طول تاریخ با این افترائات بوده است که دشمنان اسلام توانستهاند میان شیعه و سنی کینه و عداوت ایجاد کنند. به اعتقاد او، اگر پیشانی شیعه از تهمتهای ناروا پاک گردد و برادران اهل سنت، شیعه را بشناسند، همه دشمنیها کنار میرود. این رویکرد در بیشتر آثار او مشهود است. او بیش از پنجاه کتاب تألیف و منتشر کرده است که برخی از آنها عبارتند از:
به باور سید مرتضی عسکری، در کنار وحی بیانی (قرآن)، باید به وحی غیربیانی، یعنی سنت و گفتار معصومین هم پرداخت. او با تکیه بر منابع اسلامی، کتب شیعه و اهل سنت را مورد بررسی قرار داده است. بیان روشن و نثر روان و سلیس او، از ویژگیهای نوشتهها و تالیفاتش دانسته شده است.
به نظر سید مرتضی عسکری، با رحلت پیامبر اسلام(ص)، منافقین چون معارضی در مقابل خود نمیدیدند، دست به تخریب چهره واقعی اسلام زدند. برخی از مغرضین هم در این میان، مقام نبوت و رسالت را در حد یک مجتهد پایین آوردند تا اصحاب را همسنگ او قرار دهند و محملی برای توجیه برخی اقدامات نامناسب آن اصحاب فراهم شود. به باور او، برخی از راویان، در روایات سیره و تاریخ، به قدری نعل وارونه زدهاند که جای شب و روز، ظالم و مظلوم عوض شود و ین رویکرد موجب گردید اسلام بد آموخته شود.[۱۱] علامه عسکری با کنکاش در مجموعه روایاتِ رسیده از صحابه، جعلی بودن شخصیتی به نام عبدالله بن سبا، حقیقت شیعه را به جوامع علمی جهان اسلام شناساند. این اقدام او در حالی بود که بسیاری از مجامع علمی اهل سنت، عبدالله بن سبا را پایهگذار تشیع میدانستند.
این حرکت علمی سید مرتضی عسکری، یعنی نگارش کتابی درباره ساختگی بودن شخصیت عبدالله بن سبا، مایه ابراز خوشحالی عالمان شیعه همعصر او شد و تعجب آنان را برانگیخت. چنانکه خود او نقل کرده، شیخ راضی آل یاسین، نویسنده کتاب صلح امام حسن (ع)، او را در همین زمینه، رفعکننده ننگ از پیشانی شیعه خوانده است.[۱۲]
به نظر علامه عسکری، غیرشیعیان، پیامبر (ص) را از طریق احادیث عایشه میشناسند؛ حال آنکه آن پیامبری که در این روایات معرفی میشود، قابل ایمان آوردن نیست. این کتاب به برخی وقایع و حوادث زندگی عایشه میپردازد تا زوایای تاریک و مغفول زندگی وی را تصویر کند و وضع اخلاقی شخصیت و چهره واقعی راوی آن احادیث را به مخاطب بشناساند و عیار روایات نقل شده از او روشن شود.[۱۳]
سید مرتضی عسکری، این کتاب را پس از کتاب عبدالله سباء نوشته است. با روشن شدن شخصیت جعلی عبدالله بن سباء، او با تحقیقی گسترده، صد و پنجاه صحابی ساختگی دیگر در کتب حدیثی اهل سنت را با استفاده از مستندات و دلایل اهل سنت، معرفی میکند.[۱۴]
برخی نویسندگان، این کتاب را از آثار تاثیرگذار در جهان عرب دانستهاند. سید مرتضی عسکری در این کتاب تلاش کرده بی هیچ توهین و بدزبانی، به ادله اهل سنت در برابر شیعه پاسخ میدهد. نقل شده که حتی داشتن این کتاب در برخی از کشورهای عربی جرم بوده است.[۱۵]
نگارش کتابهای بحثانگیز، شهرت علامه عسکری را در جهان اسلام به دنبال داشت، و همین مسئله موجب شکلگیری مناظرات مختلفی میان او و چهرههای اهل سنت شد؛ از جمله بن باز، مفتی اعظم سابق وهابیت، ابوالاعلی مودودی دانشمند اهل سنت، خطیب رقّه و...[۱۶]
سید مرتضی عسکری در ۲۵ شهریور ۱۳۸۶ش ( چهارم رمضان ۱۴۲۸ق) در ۹۳ سالگی پس از یک دوره بیماری در بیمارستان میلاد تهران درگذشت،[۱۷] و در حرم حضرت معصومه (ع) دفن شد.
برچسب:
نویسنده: سام رضایی